1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

مشروطه نوین

چرا «مشروطه‌ی نوین»؟

  اعتقاد ما بر آن است که اگر ملت ایران در انتخاب راه خود پس از برانداختن رژیم خمینی آزاد باشد، در اکثریت عظیم خود به احیای مشروطه سلطنتی حکم خواهد کرد و بر سلطنت قانونی رضاشاه دوم مهر تأیید یک «بیعت بزرگ ملی» را خواهد زد. دلیل این امر نیز روشن است، زیرا ملت نه برای کمونیسم پذیرایی دارد و نه برای نوعی دیگر از جمهوری. ملت تجربیات تلخ و دردناکی را از قِبَل «جمهوری اسلامی» متحمل شده است که با فریبنده‌ترین مواعید، یعنی با مواعید مذهبی همراه بوده و از سوی کسانی ارائه‌شده که به‌هرتقدیر در ردای روحانی یعنی نمایندگان یک‌نهاد سُنتی و مورداحترام عمومی (علما) ظاهر شدند. ولی همین «جمهوری اسلامی» در شهرها، روستاها و مرزهای ایران تابه‌حال صدها هزار تن از هم‌میهنان ما را قتل‌عام کرده یا به کشتن داده است. «جمهوری اسلامی» سرتاسر خاک وطن و مهد آزادگان را به یک «زندان بزرگ» مبدل ساخته است، «جمهوری اسلامی» در سراسر جهان باعث ننگ و خفت ایرانیان شده است، «جمهوری اسلامی» اقتصاد ملی و فرهنگ ملی ما را به باد فنا داده است، «جمهوری اسلامی» شیرازه‌های وحدت ملی اقوام ایرانی و ساکنان موحِد این کشور را ازهم‌گسیخته و مملکت را به سرحد تجزیه کشانده است. در یک‌کلام: «جمهوری اسلامی» یک فاجعه کامل و یک مصیبت بزرگ ملی است که در تاریخ پر نشیب و فراز ایران بی‌سابقه است.

بیشتر بخوانید ...

مشروطه نوین (درآمد و مفروضات اولیه)

  اگر به دوره مشروطه میانه (ما مشروطه آغازین، مشروطه میانه و مشروطه نوین را سه دوره از نظام مشروطیت می‌دانیم) انتقاداتی وارد است، یکی نیز به این دلیل است که بسیاری از روشنفکران و حتی مسئولین کشور در مسیر «غرب‌زدگی» یعنی مادی‌گرایی فن‌سالاری و دیوانسالاری و یا مادی‌گرایی اشتراکی قرار داشتند و درهرحال «مدرنیسم» و «مهندسی اجتماعی» آن‌ها عاری از آن اصولی بود که در بالا ذکر شد. برخی از آنان در بهترین حالت، نوعی باور به «ترقی» و ثبوتی گرایی و بهره‌جویی را با ابتذال کاسب‌کارانه به هم پیوند زده بودند و مآلاً در اقدامات آن‌ها هرقدر هم که خیرخواهانه بود، نه رضایت خدا جایی داشت و نه رضایت خلق. خمینی فاشیسم مذهبی خود را علی‌الظاهر با استفاده از این انتقادات و ضعف اخلاقی رایج و وجدان گناه آلوده جامعه، بر کرسی قدرت نشاند ولی به نام خدا از ملت سلب حقوق، حاکمیت و اختیار کرد و آن را به «صغیری» مبدل ساخت که ناگزیر از مستبدین و پاسداران مذهبی باشد. علت شکست کنونی و نابودی حتمی این رژیم در آینده‌ای نه‌چندان دور ازجمله نیز این است که مسئولین آن تصور می‌کنند نظام دولتی تنها یک «صُنع» و یا یک ساخته دست بشر است و یا هرگونه نظام دولتی را می‌توان در هر ملتی به‌دوراز اراده و فرهنگ و سنت‌های ملی آن برپا داشت. (در اینجا مابین «دولت» یا «نظام دولتی» که عالی‌ترین شکل نظام اجتماعی انسان‌ها است، با حکومت به معنی دستگاه خاصی برای اجرای قانون تفاوت می‌گذاریم. حکومت تنها سیستم کوچکی از سیستم فراگیر و عام دولت است).

بیشتر بخوانید ...

دیکتاتوری چیست؟

  دیکتاتوری نوعی نظام سیاسی است که خود از یک «نظام ارزشی» مایه می‌گیرد و دارای ایدئولوژی، دستگاه جهان شناختی، نهادهای اخلاقی و بالاخره نهادهای حکومتی یعنی رژیم سیاسی و دستگاه دولتی مربوط می‌باشد. دیکتاتوری یک نظام خود فرمایی (آتوکراسی) است که در آن، قدرت از آن ملت نبوده و در دست یک فرد (مانند خمینی) یا یک حزب (مانند حزب کمونیست شوروی) متمرکز است و حکومت در آن محدود نمی‌باشد. به‌عبارت‌دیگر، دموکراسی و حق نمایندگی که توسط آرای مردم حاصل می‌شود در یک نظام دیکتاتوری جایی ندارد. حکومت دیکتاتوری کلیه شئون زندگی جامعه را مستقیماً یا غیرمستقیم در دست داشته و مطلقه است. در نظام دیکتاتوری، مانند هر نظام سیاسی دیگر سه پرسش مطرح می‌باشد: چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ چگونه تصمیم به وجود می‌آید؟ به نام چه کسی تصمیم ارائه می‌شود؟

بیشتر بخوانید ...

حاصل سخن

  اما یک نظام مشروطه مانند سلطنت مشروطه در ایران از خصوصیات مزبور برخوردار نبود و نمی‌توانست باشد زیرا مبنا و بنیادهای سیاسی آن بر دموکراسی (میزان و توزیع آن موردبحث کنونی نیست)، حق حاکمیت ملت، حدود از پیش تعیین‌شده و قانونی آزادی‌های فردی مانند: (آزادی کسب‌وکار و مذهب و مسافرت و غیره)، اصل تفکیک قوای کشوری (مقننه، مجریه، قضائیه) و اصل نمایندگی مردم در برابر نمایندگی قدرت حاکم می‌باشد. نتیجه آنکه رژیم شاه فقید که از یک نظام سیاسی ناشی می‌شد، منطقاً و عملاً یک رژیم «دیکتاتوری» نبود. آنچه رژیم مزبور را مشخص می‌ساخت، « اقتدار» بود. این محتوای اقتداری محاسن و معایبی در برداشت که در جریان رشد روزمره جامعه ایران از معایب آن کاسته می‌شد و به‌تدریج به نظامی دمکراتیک‌تر تبدیل می‌گردید، زیرا اقتدار مزبور «مصلحانه» بود، نه شریرانه و یا انهدامی. در شماره‌های آینده اقتدار مصلحانه شاه فقید و ویژگی‌های آن را نیز موردبحث قرار خواهیم داد.

بیشتر بخوانید ...

بررسی تحلیلی سیاست‌های محمدرضا شاه فقید (3)

  ، رژیم شاه فقید در چارچوب نظام سیاسی کشور یعنی فی‌الواقع «سلطنت مشروطه اقتداری» قرار داشت، زیرا در رابطه بااقتدار اداری خود، نظم زندگانی جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کرد و نظم زندگانی در ایران، سنخ مشخص اقتدار یعنی نظام پدر فرمایی (پاتری مونیالیسم) را بازتاب و بسط و توسعه می‌داد و این، یک عامل عینی از عوامل و علل کاربرد اقتدار توسط او بود و ما سایر علل کاربرد اقتدار را در رژیم شاه فقید و انتقادات مربوط به آن را بعداً تشریح خواهیم کرد. نکته دیگر آنکه در یک نظام غیر تام روایانه (غیر توتالی‌تر) اشکال مختلف اقتدارمآبی ظهور می‌کند، ازجمله رژیم ژنرال دوگل در فرانسه را به نام دموکراسی آتوریتر (دموکراسی اقتدارمآب) نیز نامیده‌اند. نظام سیاسی دمکراتیک آمریکا هم به این صفت موصوف است، بنابراین «اقتدار» در نظام‌های سیاسی غیر دیکتاتوری ظهور می‌کند، حال‌آنکه قدرت دیکتاتوری بسیار فراتر از حدود متعارف اقتدار است و به اعمال خشن قهر دولتی و اعمال ملایم و پوشیده قهر و ترور روانی می‌انجامد و هدف نهائی آن تسخیر افکار و قلب‌ها توسط یک «ایدئولوژی» معین است که بر دستگاه جهان شناختی ویژه‌ای متّکی است. (فاشیسم- کمونیسم)، بدین معنا ازآنجاکه رژیم شاه فقید نه ایدئولوژی تام روایانه‌ای داشت و نه سعی در استقرار ایدئولوژی واحدی می‌کرد، فاقد پایه‌های عینی یک دیکتاتوری بود و نیز به دلیل نشأت از یک ساخت سیاسی غیر دیکتاتوری (نظام سلطنت مشروطه)، کاملاً مردم‌گرا بود. برای درک بهتر تفاوت‌های این دو نظام سیاسی، یعنی سلطنت مشروطه که مبنای آن بر حاکمیت مردم است و دیکتاتوری که حاکمیت از آن‌یک فرد یا یک قشر یا یک حزب است، دیکتاتوری را تشریح می‌کنیم.

بیشتر بخوانید ...

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…