سقوط بورس تهران چه دلائلی دارد؟ ‏

  • پرینت
.



طرح مطلب. در شش ماه گذشته، شاخص عمومی ‏بورس تهران از بالای 90000 به اندکی بالای ‏‏70000 [1] فرو غلطیده و با افت 25 در صدی، ‏اندوخته میلیونها نفر از سهامداران را بر باد داده ‏است. ترازنامه بسیاری از شرکتهای بورسی انقباض ‏پذیرفته و سهامداران خرد با هراس از سقوط بیشتر ‏قیمتها، به فروش سهام خود هجوم آورده‌اند در ‏حالیکه شرکتها از بازخرید دفاعی سهام خود بعلت ‏فقدان نقدینگی ناتوان مانده‌اند و این دست-‏بستگی، به هراس بیشتر سرمایه گذاران دامن زده ‏و آنان را به فروش با قیمتهای پائین‌تر برانگیخته ‏است [2]. می‌خواهیم بدانیم چه عواملی موجب ‏این سقوط شده و چرا اقدامات دولت [3] و ‏مسئولان بورس از متوقف کردن این سیر ثروت-سوز ‏ناتوان مانده است و چشم‌انداز آینده آن چگونه ‏است.‏

بورس اوراق بهادار، یک نهاد مدرن مالی است و ‏کارکرد عمده آن عبارت است از تجهیز سرمایه‌ها با ‏جذب موجودی‌های نقدی شرکتهای بازنشستگی، ‏بیمه‌ها و شرکتهای سرمایه‌گذاری و پس‌انداز‌های ‏مردمی که علاقمند به سرمایه‌گذاری هستند. ولی ‏در کنار این کار مهم تجهیز سرمایه، بورس کار ‏سترگ ارزیابی عملکرد شرکتها و بخش تولیدی ‏کشور، سنجش و نمره‌گذاری کیفیت مدیریت صنایع، ‏ارزیابی تصمیم‌های بزرگ سرمایه‌گذاری از سوی ‏تولید کنندگان و استراتژی‌های آنان را انجام می‌دهد ‏و از این حیث، بورس، نبض اقتصاد کشور است. ‏بورس، این کار مهم ارزیابی را از رهگذر داوری ‏میلیونها سرمایه‌گذاری انجام می‌دهد که با انگیزه ‏کسب سود و احتراز از زیان، به خرید یا فروش روی ‏می‌آورند و چون هوای سود و زیان خود دارند با ‏محتاطانه‌ترین داوریها و با تکیه بر استوار‌ترین نظر‌ها ‏وارد معامله می‌شوند. بدینسان، بورس نه تنها ‏تجهیز کننده سرمایه‌ها برای تولید‌گران اقتصاد ملی ‏است، آئینه شفاف ارزیابی عملکرد بخش تولید نیز ‏هست.‏

‎ ‎دستگاه نظارتی بورس. برای آنکه بورس از عهده ‏انجام وظیفه بغرنج خود برآید، زیر نظر یک دستگاه ‏عظیم نظارتی عمل می‌کند که شرائط ورود شرکتها ‏به بورس را تعیین و اعمال می‌کند؛ حد لازم سرمایه ‏شرکتهای بورسی را تعیین می‌کند؛ ترازنامه‌های ‏شرکتها را که از سوی شرکتهای معتبر حسابرسی ‏تآیید شده‌اند بررسی می‌کند و با ضوابط دقیقی آنان ‏را برای حضور در بورس می‌پذیرد. این دستگاه ‏نظارتی، در ایالات متحده «کمیسیون اوراق بهادار» ‏‏[4] نامیده می‌شود. اطلاعاتی که شرکتها برای ‏‏«بازاریابی» سهام خود به خریداران بالقوه عرضه ‏می‌کنند، باید به تآیید و تصویب این دستگاه نظارتی ‏برسد و دسترسی سرمایه‌گذاران به ترازنامه‌های ‏درست و حساب سود و زیان تآیید شده تضمین ‏شود. فزون بر این، درز «اطلاعات درونی» [5] به ‏‏«اقران و نزدیکان و تبانیگران» در شرائطی که آنها با ‏شفافیت، با انتشار عمومی، در معرض همگان قرار ‏نگرفته‌اند، امری است خلاف قانون و مستوجب ‏کیفر. بدینسان، کلیه جریانهای مالی، سرمایه‌ای، ‏تصمیم‌های مدیریت در مورد فعل و انفعال‌های ‏عملیاتی، مورد تحلیل کارشناسان بازار سرمایه قرار ‏می‌گیرد تا اطلاعات عرضه شده، از تآیید بورس ‏برخوردار باشد. نظارتهای مکرری نیز بعمل می‌آید تا ‏‏ معامله «با تبانی» امکان پیدا نکند. براین اساس، ‏روندهای بورس، کمابیش با روندهای متغیرهای ‏اقتصاد واقعی – بازار کالا‌ها و خدمات، اشتغال و ‏سرمایه‌گذاری- تطبیق می‌کند و رونق یا رکود بخش ‏واقعی در رونق و رکود بورس بازتاب می‌یابد.‏

‎ ‎عمومیت بورس. بیشتر کشورهای دنیا دارای بورس ‏هستند چنانکه تعداد آن در آفریقا به 24، در آسیا به ‏‏40، در اروپا به 46، در امریکای شمالی به 18، در ‏امریکای جنوبی به 12 و در اقیانوسیه به 3 فقره ‏می‌رسد. از حیث میزان سرمایه‌گذاری ‏‏(کاپیتالیزاسیون)، اگر از ده بورس بزرگ جهان نام ‏ببریم، به ترتیب عبارت خواهند بود از بورس نیویورک ‏با قریب 21 تریلیون دلار (21 هزار میلیارد دلار)، ‏نزداک 6.5 تریلیون دلار، توکیو 4.4 تریلیون دلار، ‏لندن 3.4 تریلیون دلار، یورونکست [6] مشترک ‏فرانسه، هلند، بلژیک و پرتقال 3.8 تریلیون دلار، ‏هنگ کنگ 3.040 تریلیون دلار، شانگهای 2.375 ‏تریلیون دلار، تورونتو 2.220 تریلیون دلار، فرانکفورت ‏‏1.985 تریلیون دلار و استرالیا 1.465 تریلیون دلار. ‏‏ و بورس تهران با 0.11 تریلیون دلار (110 میلیارد ‏دلار) به خانواده بورسهای کوچک تعلق دارد. نسبت ‏حجم سرمایه بورس با تولید داخلی کشور، از میزان ‏پیشرفت بازار سرمایه حکایت می‌کند چنانکه نسبت ‏سرمایه بورس به تولید ناخالص داخلی در امریکا ‏معادل است با 124 در صد و در ایران تقریبآ با 30 در ‏صد.‏

بورس تهران. برپایه قانون مصوب اردیبهشت 1345 ‏تآسیس شد و «ایجاد بازار منصفانه، کارا و شفاف با ‏ابزارهای متنوع و دسترسی آسان بمنظور ایجاد ‏ارزش افزوده برای ذینفعان» را ماموریت خود اعلام ‏کرد با این هدف که «بورس برتر منطقه و موتور ‏محرک رشد اقتصاد کشور باشد» [7] و امروز پس از ‏افت و خیزهائی، از ارزش بازاری 341 تریلیون تومن، ‏معادل 107 میلیارد دلار برخوردار است.‏

تفاوتهای بورس تهران با بورسهای پیشرفته جهان.‏

‏ چهار ویژگی، بورس تهران را از بورسهای پیشرفته ‏جهان متمایز می‌کند: نخست اینکه بورس تهران از ‏مهمترین ابزار بورس‌ها که وجود نرخ بهره برآمده از ‏عرضه و تقاضای پول است محروم می‌باشد. التقاط ‏توجیه ناپذیر مفهوم «ربا» و حرمت آن با مفهوم ‏کاملآ متفاوت «بهره»، بازار پولی و مالی کشور را ‏فلج کرده، بانکها را به ورشکستگی سوق داده و ‏بازار سرمایه را از عمده‌ترین ابزار خود –نرخ تنزیل- ‏که در امروزین کردن ارزش جریانهای مالی آتی [8] و ‏در نتیجه ارزیابی پروژه‌ها و شرکتها نقش حیاتی ‏دارد، محروم کرده و راه به تاراج سرمایه‌های ملی ‏گشوده است؛ دوم اینکه عمده شرکتهای بورسی ‏تهران به نهاد‌ها و موسسات بزرگ حکومتی ‏مربوطند در حالیکه حضور این نوع شرکتها در ‏بورس‌های عمده جهان منع قانونی دارد؛ چنانکه، ‏‏40 در صد شرکتهای بورس تهران را پتروشیمی‌ها و ‏‏30 در آنرا شرکتهای مربوط به سنگ فلزات تشکیل ‏می‌دهند [9] ؛ سوم اینکه اطلاعات مالی که در ‏ترازنامه‌ها و حسابهای سود و زیان شرکتها بازتاب ‏می‌یابند قابل اعتماد نیستند و تبلیغات نادرست ‏شرکتهای ذینفع، در مورد سود و زیان، جای ‏اطلاعات تحلیلی را می‌گیرد و مایه گمراهی ‏سرمایه‌گذاران خرد می‌گردد؛ و چهارم اینکه، ‏دستگاه نظارتی بورس تهران – سازمان بورس – ‏عملا با مدیریت بورس یکی است و نه ظرفیت و نه ‏جربزه رسیدگی به درستی اطلاعات و توزیع ‏‏«متوازن» آنها را داراست. تفاوت دیگر، مربوط است ‏به کیفیت عملیات بورسی و میزان مهندسی مالی ‏بمنظور مدیریت ریسک [10]. بورسهای پیشرفته ‏جهان، ابزارهای متعددی برای مدیریت ریسک دارند ‏و فنون «مهندسی مالی» سرمایه‌گذاران را در برابر ‏نوسانات بزرگ شاخصها «بیمه» می‌کنند. از میان ‏ده‌ها ابزار رائج در بورسها نظیر فوروارد [11]، فیوچرز ‏‏[12]، آپشن [13]، سواپ [14]، سواپشن [15] و ‏ترکیبات متعدد آنها، بورس تهران استفاده محدودی ‏می‌کند از قرارداد‌های «آتی= فیوچرز» و قرارداد‌های ‏‏«اختیار خرید= کال آپشن» [16] و «اختیار فروش= ‏پوت آپشن» [17] ولی فرهنگ استفاده از این ‏ابزارها در میان بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران پدید ‏نیامده است.‏

‏ ‎دلائل رشد حبابی و سقوط. با ذکر این ‏نکات کلی، می‌رسیم به رازگشائی از اینکه چه ‏شد که بورس تهران در آخرین سال دولت دهم، ‏‏130-140 در صد «رشد کرد» و دولتیان ، افزایش ‏شاخص بورس را بعنوان «مدرک» رشد اقتصاد فریاد ‏کردند؟ این رشد حبابی بورس در شرایطی انجام ‏پذیرفت که بیکاری، نیروهای انسانی و ظرفیت ‏های تولیدی را فراگرفته بود؛ سرمایه گذاری خالص ‏سالانه به صفر نزدیک شده بود؛ سرمایه گذاری ‏مستقیم خارجی با رقم سه میلیارد دلار سالانه به ‏رقم رقت انگیزی سقوط کرده بود؛ رشد اقتصادی ‏رقم منفی حدود 6 در صد را ثبت می کرد (و منفی ‏‏8 در صد را نیز تجربه کرده بود) ؛ و سرمایه های ‏مالی، فنی و انسانی کشور را ترک می کردند. تنها ‏موتوری که با شتاب کار می کرد، خلق پول «فارغ از ‏پشتوانه تولید ملی» بود که حجم نقدینگی را به ‏‏600 تریلیون تومن بالا می برد تا اقتصاد ملی را در ‏معرض انفجار قرار دهد.‏

و امروز، چون دیروز، رکود تمامی بازارهای کشور را ‏فرا گرفته؛ سرمایه‌گذاران در بازارهای کالاها‌ئی ‏چون سیمان و فولاد و ارز و طلا و ساختمان، مواد ‏غذائی و پوشاک و کاغذ و کتاب، صدها میلیارد ‏تومن از سرمایه‌های خود را باخته‌اند و بسیاری از ‏همین سرمایه‌گذارانند که طی 9 ماه گذشته تحت ‏تآثیر اطلاعات نادرست شرکتهای بورسی، در بورس ‏پا در گل مانده‌اند بویژه تعداد قابل توجه ‏سرمایه‌گذاران خرد و غیرحرفه‌ای که شمارشان به ‏‏7 میلیون نفر می‌رسد.‏

امروز اقتصاد واقعی –بازار کالا‌ها و خدمات، تولید و ‏اشتغال و سرمایه‌گذاری– در رکود است؛ بیکاری و ‏کم درآمدی موجب رکود تقاضا‌ست. و آن، کاهش ‏تولید و سود و درآمد را بدنبال می‌آورد. دولت در ‏تلاش برای مهار تورم، تا حدودی از میزان افزایش ‏نقدینگی جلوگیری کرده است. بودجه 93 دولت، از ‏یکسو، نرخ افزایش نقدینگی را کاست و مثلآ جلوی ‏استقراض از بانک مرکزی را برای اجرای طرح مسکن ‏مهر گرفت؛ عوارض صادرات سنگ آهن را بالا برد؛ ‏نرخ خوراک گازی واحدهای پتروشیمی را از 3 به 13 ‏سنت بالا برد که نتیجه مستقیم آن، سقوط «سود ‏سهم» [18] این شرکتهای بورسی بود و این در ‏شرایطی است که سیاستهای بانکی سالهای ‏پیش که به تعیین دولتی نرخ بهره‌های نازلتر از نرخ ‏تورم متکی بود از یکسو و اجبار آنان به اعطای ‏وامهای تکلیفی به وامخواهان مورد نظر نظام، نظام ‏بانکی را به افلاس انداخته و در مقابل 80 تریلیون ‏تومان بدهی لاوصول، بازار اعتبارات را به سقوط ‏کشانده و توان تآمین سرمایه در گردش شرکتها را ‏از بانکها گرفته است.‏

آینده بورس تهران. بورس تهران نیازمند اصلاحات ‏ساختاری است تا بتواند بجای نقش «کازینوی ‏خواص قدرتمند» نقش حیاتی بورس را ایفا کند. پنج ‏نکته‌ای که فوقآ از آنها نام بردیم، خواستار تصحیح و ‏درمانند. فاجعه «بانکداری بدون ربا» که به ‏زمینگیری و فساد نظام بانکی کشور انجامیده است ‏باید از میان برداشته شود. در کوتاه-مدت، ‏مسئولان بورس و دولت، باید با پدید آوردن امکانات ‏‏«بازار گردانی» به شرکتهائی که بعلت کمبود ‏نقدینگی، از خرید دفاعی سهام خود ناتوانند، یاری ‏رسانند تا هراس سرمایه‌گذاران خرد، به سقوط ‏بیشتر بورس دامن نزند ولی اصل باید عدم دخالت ‏دولت در بورس باشد. در شرایط اضطراری اقدامات ‏اضطراری ضرورت پیدا می‌کنند ولی در نهایت، ‏سلامت و رونق بورس از رهگذر رونق اقتصاد واقعی ‏می‌گذرد.‏

‎‏1‏‎ ‎روز یکشنبه 6 ژوئیه، شاخص کل، در 71960 ‏بسته شد‎.‎
‎‏2‏‎ Fire-selling ‎اصطلاح بازار سرمایه برای این نوع ‏فروش ها ست‎.‎
‎‏3‏‎ ‎دولت در اقدامی که نظیر آن در گذشته نیز ‏عملی شده بود، از بانکهای ملی، ملت، سپه ‏وتجارت خواسته تا پنج هزار میلیارد تومان به صندوق ‏مشترک توسعه بازار سرمایه واریز کنند
‎4‏‎ Securities Exchange Commission (SEC)‎
‎5‏‎ Insiders’ Information‎
‎6‏‎ EuroNext‎
‎‏7‎ ‎سایت بورس اوراق بهادار تهران
‎‏8 Present Value of Cash Flow (PVC)‎
‎‏9‎] ‎سهم شرکتهای شیمیائی معادل 83 تریلیون ‏تومن ( از مجموع 341 تریلیون تومن کل بورس)؛ ‏سهم بانکها، 41.3 تریلیون؛ سهم فرآورده های ‏نفتی، 34.5 تریلیون تومن؛ سهم کانه فلزی، 24.3 ‏تریلیون تومن و سهم خودروسازی، معادل 10.2 ‏تریلیون تومن است که عمومآ نیز به بخش دولتی و ‏عمومی تعلق دارند‎.‎
‎‏10 Financial Engineering and Management ‎یکی از رسته های پرچالش و دل انگیزی است که ‏دانشجویان ام.بی.ا می توانند در آن تخصص بگیرند‎.‎
‎‏11 Forward Contracts‎
‎‏12‏‎ Futures Contracts‎
‎‏13‏‎ Options‎
‎‏14‏‎ Swaps‎
‎‏15 Swaptions‎
‎‏16‏‎ Call Option‎
‎‏17 Put Option‎
‎‏18‏‎ EPS = Earning Per Share‎